السيد الطباطبائي ( مترجم : سيد محمد ثقفى )
76
گلچينى از معارف تشيع ( فارسى )
زمانها همراه و مصاحب او نيست ، صفات او را محدود نمىسازند و سستى و بى خوابى عارضش نمىشود وجود او سابق بر زمان است و هستى او مقدّم بر نيستى است . ازليتش ، پيش از آغازيدن است . او مشاعر را شعور مىدهد ، پس خود ، شعور به آن معنا ، ندارد . او ، جواهر را جوهرى مىبخشد ، پس خود جوهر ندارد . با ايجاد تضاد ميان موجودات ، معلوم مىشود كه خود ضد ندارد و تقارن ، با ائتلاف دادن ميان اشيا معلوم مىشود كه خود قرين ندارد . او نور را ضدّ ظلمت تجلى را ضدّ ابهام ، خشكى را ضدّ رطوبت ، و سرما را ضدّ حرارت قرار داد . او ميان هم سنخها ، ائتلاف ايجاد مىكند و ميان نامتناسخان ، فيصله و جدايى مىافكند و اين نحوه تركيب ، تأليف در متجانس و تفريق در متباين ، خود دليل علم و قدرت خداوندى است . و اين معنا و مفادّ آيه است كه مىگويد : « وَ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ » ذاريات ، آيه 49 . و از هر چيزى دو گونه ( جفت يكديگر ) آفريديم ، شما شايد ياد كنيد و با تفريق آنها ميان قبل و بعد معلوم مىشود كه او پيش و پس ندارد . با ايجاد غريزه در صاحبان غريزه معلوم مىشود كه خود ايجاد كننده غريزه ندارد . و انتخاب وقت و زمان ، نشان آن است وقت گذار خود صاحب وقت و زمان نيست . حجاب و پوششى اشيا و عناصر از همديگر ، نشان آن است كه ميان او و آفريدههايش ، حجابى نيست جز آفرينش او ! او رَب بى مربوب بود ، و إله بى مألوه ، و عالِم بود آنجا كه معلومى نبود ، شنونده بود ، آنجا كه مسموعى نبود . سپس امام اين اشعار را انشاد كرد و فرمود : همواره خداى من با سپاس معروف است .